حرکتهای اصلاحی چند دهه گذشته تا حد زیادی نشاندهنده محققنشدن برخی از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی بوده است. ازاینرو با بروز فرصتهای سیاسی مختلف، بخشهایی از جامعه، اعتراضاتی را برای تأمین مطالبات خود آشکار کردهاند.
۵۳ مطلب
حرکتهای اصلاحی چند دهه گذشته تا حد زیادی نشاندهنده محققنشدن برخی از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی بوده است. ازاینرو با بروز فرصتهای سیاسی مختلف، بخشهایی از جامعه، اعتراضاتی را برای تأمین مطالبات خود آشکار کردهاند.
تفاوت پسیان با دیگر همنسلانش این بود که به قدرت جدید در مرکز دل بست. او با سیدضیاءالدین طباطبایی، رییسالوزرای دولت کودتا، همراه شد. بیانیه سیدضیاء نسل پسیان را نمایندگی میکرد. آنجا که از سلطه «چندصد نفر اشراف و اعیان» مانند «زالو» بر امور کشور سخن گفته بود.
ما در جنبش اصلاحات، تعاملات بینطبقاتی کم داشتیم؛ یعنی طبقه متوسط و روزنامهخوان که در ایران بیشتر دولتساخته بود، باید اندکی هم هجرت به طبقه دیگر میکرد و با نسلهای دیگر نیز گفتگو میکرد. پای سخن طبقات دیگر هم مینشست و میپرسید که آنها تا چه اندازه آزادی مثبت دارند.
برای پیشرفت ایران در قرن بیستویکم که بنبستهای زیادی هم پیشروی کشورمان دیده میشود، چارهای جز بازگشت به اهداف و آرمانهای مشروطه نداریم. اکنون دیده میشود که باز هم حاکمیت قانون متزلزل شده است، میبینیم که برخی نهادها سعی میکنند حق انتخابکردن و انتخابشدن را محدود کنند و در کمال تعجب مشاهده میکنیم که پاسخگویی هم در کار نیست. واقعیت این است که امروز نیاز داریم تا یک بار دیگر اهداف، آرمانها و دستاوردهای مشروطیت را مرور کنیم تا بازتعریفی در نسبت ملت با قدرت حاکم انجام شود.
احسان شریعتی فلسفهپژوه و استاد دانشگاه میگوید: مسئلهای که در ایران وجود دارد، این است که قدرتهای گذشته، همیشه به نام امنیت و ترس از اینکه کشور به هرجومرج کشیده شود، فضایی مختنق را پدید میآوردهاند. مثلا شاه میگفت در غیاب من «ایران ایرانستان خواهد شد» و این واقعیت هم وجود دارد که بعد از بهار عربی بعضی کشورها مثل لیبی، سوریه و حتی افغانستان از بین رفتهاند. کشورهایی که به دنبال انقلاب دموکراتیک بودند، کارشان به نوعی جنگ داخلی یا نیابتی و حتی دخالت خارجی کشید که اصل کشور از بین رفت؛…
علی ربیعی در یادداشتی نوشت: امضای فرمان مشروطیت بلافاصله ما را به جزیره امن مردم سالاری نرساند، ولی در عوض ما را در معرض آزمون اراده برای رسیدن به یک مردمسالاری پرمانع قرار داد. از آن زمان تاکنون مردم ما در راه حاکمیت قانون، حقوق شهروندی و مردمسالاری، بارها و بارها به عقب رانده شدند و به زمین خوردند، ولی دوباره برخاستهاند و چند گام به پیش گذاشتهاند.
مقصود فراست خواه میگوید: در جعبه سیاه مشروطشدنِ قدرت، همهچیز از دید ما پنهان است. باید بپرسیم چه فرایندهایی در محتوای جامعه اتفاق افتاده و چه تحولاتی در آگاهیهای میانی و ضمنی جامعه صورت گرفته که سرآخر به بالانس و مقیدشدن قدرت انجامیده است. چه شرایط و فرایندهایی درون جامعه بوده که نتیجه آن مشروطشدن قدرت شده است؟ ما معمولا با محتوای درونی این جعبه سیاه کاری نداریم و بهسادگی میخواهیم به نقطه آخر و لحظه فینال برسیم؛ اما وقتی چنین نمیشود، پس حتما ما عقبماندهایم! درحالیکه ما باید…
چفتوبست این جغرافیا با استبداد حکومت درواقع از آنجایی شروع میشود که هزینه تأمین دفاع هم شهری، هم روستایی و هم کشوری، بسیار سنگین میشود. یعنی وقتی حکومت میخواست از خود دفاع کند، باید سپاه سترگی را در جایی مستقر میکرد که بتواند از کشور دفاع کند. این سپاه نیز به حقوق و مزایا و امکانات زیادی نیاز داشته است. تأمین چنین امکاناتی در توان حکومت مرکزی نبوده است. درنتیجه دفاع تضعیف میشده و درگیری دائم پدید میآمده است. درگیری دائم نیز منجر به افزایش هزینه میشده و برای تشکیل سپاه جدید به نیرو و…
دموکراسی، آخرین پروژه ایران است، نه اولین پروژه آن. ما اصلا از طریق دموکراسی به توسعه نخواهیم رسید؛ بلکه همواره چنین بوده که از دموکراسی به ایدئالیسم و رادیکالیسم و ایدئولوژیهای رادیکال رسیدهایم. چنانکه ۱۵۰ سال است که چنین مسیری را تجربه کردهایم. ما ایدئولوژیسازی کردیم و جناحهای رقیب سیاسی به سرکوب یکدیگر مشغول شدند. مسئله اساسی جامعه ایران در وهله اول، نظم و استقرار است. پس ما در ابتدا به تئوریهایی نیاز داریم که جامعه ایران را مستقر کرده و پیوست آن را به لحاظ تاریخی با جهان توضیح دهد.…
شیخ نوری از جمله روحانیون مخالف مشروطه بود که طیفی از مردم را در این مخالفت همراه خود داشت. او برخلاف روحانیون مشروطهخواه که سعی در تطبیقدادن اصول مشروطه و دموکراسی با شرع داشتند، بر تناقض این دو دست گذاشته بود. به گواه تاریخنویسان، شیخ نوری در تحلیلها و سخنانش دراینباره کاملا صادق بود.