پونک از روستاهای بزرگ تهران به شمار میرفته که از فرحزاد تا باغ فیض در جنوب و سعادتآباد در شرق و کن در غرب گسترده بوده است. هسته اولیه شکلگیری پونک، دهِ پونک بوده که هم اکنون در بین بزرگراههای اشرفی اصفهانی، آبشناسان و رودخانه محصور است.
۴۷۸ مطلب
پونک از روستاهای بزرگ تهران به شمار میرفته که از فرحزاد تا باغ فیض در جنوب و سعادتآباد در شرق و کن در غرب گسترده بوده است. هسته اولیه شکلگیری پونک، دهِ پونک بوده که هم اکنون در بین بزرگراههای اشرفی اصفهانی، آبشناسان و رودخانه محصور است.
ناصرخان پس از گذراندن دوره فنی اتومبیل در ایالتهای میشیگان و پنسیلوانیای امریکا و آشنایی با نحوه آزمون فنی و رانندگی و اخذ گواهینامه اتومبیلرانی به ایران باز میگردد و با سمت کاردان فنی وارد نظمیه میشود. او در فروردین ۱۳۰۷ شمسی در ۲۵ سالگی نخستین گواهینامه رانندگی را به نام خودش صادر میکند.
حیات پاتوغها را میتوان در دورههای تاریخی و اجتماعی مختلف پیگیری کرد. چنانچه تقی آزاد ارمکی در کتاب «پاتوغ و مدرنیته ایرانی» آن را به سه دوره قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی تقسیم میکند. اما این پاتوغنشینی پیش از قاجار نیز در ایران وجود داشته و باید گفت ایرانیان مکانهای مختلفی را در بازههای زمانی و تاریخی متفاوت برای پاتوغ کردن انتخاب کردهاند.
ضرابخانه بیرون شهرقرار داشت و کارگرهای کارخانه امین الضرب از روستاهای دور و اطراف میآمدند و شبها سر خانه و زندگیشان بر میگشتند. همیشه خطر سارقانی که اموال کارگرها را سرقت میکردند و حیوانات وحشی در زمستانها کارگران را تهدید میکرد.
خیابان شریعتی. به سمت میدان قدس. زیر پل صدر. جایی که کمر خیابان شکسته میشود و ماشینها و بوقهایشان زنجموره میکنند که دزاشیب را بالا بروند. آه از نهاد آسفالت بالا میرود و آفتاب سُر میخورد روی بتنهای قد کشیده پل. قوسی کشیده میشود بر بال چپ خیابان و پشت سیمهای خاردار باغ قلهک؛ که هیچ خبری نیست. جز رفت و آمد آرام. صدایهای خفیف. زندگیهای خاموش.
«حسنآباد زرگنده»، محلهای قدیمی است که شمایلی از بافت قدیمی کل منطقه را میتوان در آن دید. این گزارش همه آن چیزی را که میشود درباره محله زرگنده گفت، در خود دارد.
پست در عصر قاجار مقوله لوکسی به حساب میآمد و هر جا این اداره سر بلند میکرد نام «مبارکه» به خود میگرفت و با طمطراق «اداره مبارکه پست» خوانده میشد!
زمانی شاه تصمیم گرفت تهران را بزرگتر کند و خندقهای اطراف تهران را پر کند و جایش خندقهای جدیدی حفر کند. به دوروبریهایش هم گفت هر کسی این خندقها را پر و آباد کند، زمینهای دو سمت خندق از آن او میشود. اسماعیل بزاز که یکی از دلقکهای دربار ناصرالدینشاه بود، این محدوده را برداشت و تصمیم به آباد کردنش گرفت. او بزاز، اما یک نابغه در طنزپردازی بود .
عطاری نقلی او در سرگوگل شده بود کلاس درس اخلاق. کسبه محله از او منش کاسبی یاد میگرفتند و مشتریان و اهالی تجریش هم راه و رسم کمک به همنوع را. معروف است که حاج نقی موقع حساب و کتاب کردن، اول پاکتی که قرار بود در آن نخود و لوبیا و... بفروشد را در یک کفه ترازو میگذاشت تا مبادا وزن پاکت را روی قیمت جنس حساب کرده باشد.
امروزه از خانه باغ بسیار بزرگ معروف به پارک مختارالسلطنه که در چهارراه مختاری، در محدوده پایین دست پل امیر بهادر تا حوالی میدان راه آهن قرار داشت تنها نام خیابان مختاری باقی مانده است، اما ضربالمثل ماستها را کیسه کردن به صاحب این خانه ارتباط دارد.