واضح است که رهبری سازمانی و مدیریت دیگران به هیچ وجه کار سادهای نیست. از این رو، آگاهی و استفاده از مهارتهای هوش هیجانی، به ویژه مهارتهای همدلی با تمام افراد در محیط کار، میتواند یک دارایی ارزشمند برای هر رهبر سازمانی باشد.
۱۸ مطلب
واضح است که رهبری سازمانی و مدیریت دیگران به هیچ وجه کار سادهای نیست. از این رو، آگاهی و استفاده از مهارتهای هوش هیجانی، به ویژه مهارتهای همدلی با تمام افراد در محیط کار، میتواند یک دارایی ارزشمند برای هر رهبر سازمانی باشد.
هیچ راه درست و مشخصی برای دستیابی به موفقیت وجود ندارد. آنچه برای شما مفید است، ممکن است برای شخص دیگر مفید نباشد. شاید ترکیب کاملی از موارد وجود نداشته باشد که بتواند موفقیت را تضمین کند؛ اما برخی مراحل اساسی وجود دارند که میتوانید آنها را دنبال کنید تا شانس موفقیت خود را در زندگی، عشق، کار یا هر آنچه اتفاق میافتد، بالا ببرید.
هوش هیجانی چیزی نیست که همیشه در ذهن شما در محیط کار وجود داشته باشد. این نوع هوش همیشه پشت پرده عمل میکند و بر نحوه تعامل شما و همکارانتان در طول روز و همچنین چگونگی انجام موثر پروژهها و تحقق اهداف شما اثر میگذارد.
بهره هوشی یا هوش شناختی یا همان IQ قبلا یکی از عوامل تعیینکننده اصلی موفقیت در محیط کار محسوب میشد. اما امروز شواهد بیشتری نشان میدهند که هوش هیجانی یا EQ اثر عمیقتری بر تواناییهای رهبری سازمان، پیشرفت کاری و سودآوری کسبوکار دارد. آمارهای زیر نشان میدهند که هوش هیجانی اثر مستقیمی بر عملکرد شرکتها دارد./ منبع: دنیای اقتصاد
اگر سراغ شغلی بروید که نیاز به مهارت ارتباط بین افراد، توانایی کار با تیم یا مدیریت دیگران دارد، احتمالا باید هوش هیجانی را در رزومه نمایش دهید. اما، این که به سادگی بگویید هوش هیجانی بالایی دارید یا «مهارت برقراری ارتباطتان بالاست»، ممکن است برای تحت تأثیر قرار دادن کارفرماها کافی نباشد.
جاستین باریسو، نویسنده کتاب «هوش هیجانی: راهنمای کاربردی در دنیای واقعی» میگوید: «احساسات و هیجانات انسان در همه زمینهها در زندگی افراد تاثیر میگذارند از انتخاب شغل گرفته تا محیط کار و انتخاب همسر. بنابراین ترکیب هوش هیجانی با عوامل دیگر میتواند برای ما زندگی بهتری به ارمغان بیاورد.»