موفقیت یک مدیر نه در گروِ داشتن لیستی از ویژگیهای شخصیتی مثبت، بلکه در گروِ «خودآگاهی» و توانایی تطبیقِ رفتار با بافتهای مختلف سازمانی است.
۴۴۹ مطلب
موفقیت یک مدیر نه در گروِ داشتن لیستی از ویژگیهای شخصیتی مثبت، بلکه در گروِ «خودآگاهی» و توانایی تطبیقِ رفتار با بافتهای مختلف سازمانی است.
پژوهشگران رفتارشناسی میگویند دو تغییر ساده در شیوه فکر کردن و حرف زدن با خود میتواند اعتمادبهنفس و پذیرش خود را به شکل محسوسی تقویت کند.
به راستی بخشی از دانش روان شناسی جز این است که می بایست اطرافیان و همچنین شرایط آنها را درک کرد؟ آیا چنین علمی غیر از این است که می توان بسیاری از چالش ها و تنش ها را با احترام متقابل و محبت حل نمود؟ ضمن اینکه ادیان الهی همواره امید را به انسان یادآور می شود و جالب اینکه دانش روان شناسی نیز چنین رویکردی دارد.
خودآگاهیِ صرف، بدون تغییر رفتار عملی، میتواند با ایجاد استانداردهای سختگیرانه و جایگزینی «تحلیل ذهنی» با «حس واقعی»، روابط عاطفی را به بنبست بکشاند.
برخلاف تصور رایج، برخی رفتارهایی که اغلب «عادتهای بد» تلقی میشوند ممکن است در برخی موارد نشانهای از توانایی شناختی و هوش زبانی بالاتر باشند.
مهمترین مهارت ارتباطی، دانستن این است که چه زمانی حرفی را که در ذهن دارید، به زبان نیاورید و مسیر گفتگو را بهموقع تغییر دهید.
پژوهش در پیوند میان رنجهای عاطفی و دردهای جسمانی و با ارائه یک تمرین عملی هفتمرحلهای، شیوه آزادسازی فیزیکی تروماهای انباشته شده در بدن را تبیین میکند تا فرد به سطح بالاتری از بهزیستی و آرامش دست یابد.
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد نوشتن تجربیات آزاردهنده روی کاغذ و سپس دور انداختن یا خرد کردن آن، میتواند به شکلی معجزهآسا سطح خشم را به حالت عادی بازگرداند.
روانشناسان با تکیه بر اصول «درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد»، عبارتی پنجکلمهای را معرفی کردهاند که با ایجاد فاصله میان فرد و افکار اضطرابی، از فلج شدن ذهن در برابر نگرانیهای احتمالی جلوگیری میکند.
روانشناسی انتقادی، روایتی متفاوت از فهم ذهن انسان است؛ جریانی که با عبور از نگاه فردمحور، نقش ساختارهای اجتماعی، قدرت و ایدئولوژی را در شکلگیری تجربه انسانی برجسته میکند و بهجای درمان صرف، تغییر اجتماعی را بهعنوان راهی برای کاهش رنجهای روانی پیش مینهد.