همسر مقتول در بازجوییها و تحقیقات صورت گرفته ضمن اعتراف به این جرم، اقرار کرد که به علت اختلافات خانوادگی همسر خود را با همدستی دو برادرش و یک نفر دیگر با ضربات چاقو به قتل رساندهاند.
۲۱۰ مطلب
همسر مقتول در بازجوییها و تحقیقات صورت گرفته ضمن اعتراف به این جرم، اقرار کرد که به علت اختلافات خانوادگی همسر خود را با همدستی دو برادرش و یک نفر دیگر با ضربات چاقو به قتل رساندهاند.
او اتهام را قبول کرد و گفت: همسرم با فردی رابطه داشت و من با او درگیر شدم و او را زدم از اینکه او را کشتهام، پشیمان هستم و از اولیایدم درخواست بخشش دارم. من ورشکسته شده بودم و همین موضوع زندگیام را تحت تأثیر قرار داده بود. همسرم را دوست داشتم و نمیخواستم او را از دست بدهم. حالا هم به خاطر اتفاقی که افتاده است، از اولیایدم و بهویژه پسرم عذرخواهی میکنم و درخواست بخشش دارم.
بعد از درگیری لفظی وقتی او داد زد، بهسمتش رفتم و دستم را روی گلو و دهانش گذاشتم تا صدایش را قطع کنم و همسایهها نشنوند. هانیه بیحال روی زمین افتاد من هم بچه را برداشتم و به طبقه پایین که خانه پدرم بود، بردم و بعد خودم به طبقه بالا برگشتم تا با همسرم صحبت و مشکل را حل کنم، اما وقتی به او نزدیک شدم، دیدم نفس نمیکشد و بدنش در حال سردشدن است
در همین موقع دخترم وارد اتاق شد و وقتی مادرش را در آن وضعیت دید شروع کرد به جیغ و فریاد، نمیدانستم چه کار کنم ترسیده بودم عقلم کار نمیکرد دستم را روی دهانش گذاشتم و با زحمت او را به اتاق خواب خودش بردم تا با او صحبت کنم و آرام شود. اما انگار زیادی دستم را روی دهان و بینیاش نگه داشته بودم، چون وقتی به خودم آمدم دیگر نفس نمیکشید.
همسرم شبها به من قرص خواب آور میداد تا زودتر بخوابم، اما یک شب ناگهان از خواب بیدار شدم و در حالی که اصلاً باورم نمیشد با صحنه رابطه همسرم با یک مرد غریبه روبهرو شدم.
در ادامه تحقیقات از فرزند این زوج سالخورده مشخص شد پدرش ناراحتی اعصاب و روان دارد و مدتهاست که دارو مصرف میکرد.
من از قتل همسرم پشیمانم و در این سالها در زندان خیلی عذاب کشیدهام حالا تقاضا دارم یا زودتر اعدام شوم یا به زندگی عادی برگردم تا این سالهای آخر عمرم را بیرون از زندان سپری کنم. بنا به این گزارش، در پایان این جلسه قضات وارد شور شدند تا درباره سرنوشت این مرد تصمیم بگیرند.
زن جوان که متهم است با همدستی پسر و دخترش شوهر خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده است صبح دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند.
متهم درباره محتوای پیامکهایی که فرستاده و در آن درخواست کرده بود که کامبیز شوهرش را بکشد گفت: این پیامکها را شوهرم و دختر خواهرشوهرم فرستادند؛ من سواد ندارم و نمیدانم محتوای آنها چیست. متهم درباره علاقهاش به کامبیز گفت: من به او علاقهای نداشتم و فقط به او پناه برده بودم. من او را دوست نداشتم؛ شوهرم با من بدرفتار بود و آنقدر اذیتم میکرد که به یک پناهگاه نیاز داشتم و کامبیز پناهگاه من بود.