اگر متوجه شدهاید که در الگوهای رفتاری خودتخریبی گیر افتادهاید، نگران نباشید. شما نه انسانی شکستخورده هستید و نه چیزی کم دارید، فقط انسانی دلباخته هستید. اما در این مقاله میخواهیم ۸ عادت خود-تخریبگرانه را با شما در میان بگذاریم.
۲۳۸ مطلب
اگر متوجه شدهاید که در الگوهای رفتاری خودتخریبی گیر افتادهاید، نگران نباشید. شما نه انسانی شکستخورده هستید و نه چیزی کم دارید، فقط انسانی دلباخته هستید. اما در این مقاله میخواهیم ۸ عادت خود-تخریبگرانه را با شما در میان بگذاریم.
عشق مفهوم غریب و یگانه ایست که بیشتر صفحات ارتکاب هنر انسانی پیرامون آن است و ناچشندگانش تا همیشه حسرتخوار عادتی و آوار زمان و زمانهای که نگذاشت تا عاشق شوند... و چه رازیست در کلام مولانا و پرهیزش که میگوید "عشقهایی کز پی رنگی بود/ عشق نبود عاقبت ننگی بود".
بر اساس تحقیقات جدید ۱ ویژگی منحصر به فردی وجود دارد که عمیقاً بر رضایت فرد از زندگی مشترک تأثیر میگذارد.
روابط خوب یکشبه اتفاق نمیافتند؛ بلکه به تعهد، مصالحه، بخشش و مهمتر از همه به "تلاش" نیاز دارند.
روابط چیز پیچیدهای هستند. گاهی اوقات ادامه روابط دشوار میشود.
ممکن است برای زوجها عادی شود که خود را یک واحد جدایی ناپذیر بدانند. این نوع هویت مشترک یک جنبه ارزشمند از رابطه عاشقانه است. با این حال، فردیت به همان اندازه مهم است و بسیاری از روشهای تعامل ما در روابطمان را نشان میدهد. بنابراین، در نظر گرفتن شخصیت و رفتارتان وقتی در کنار شریک زندگی خود هستید بسیار مهم است.
یک روانشناس توضیح داده است که چرا بر طبق علم روانشناسی نباید به دنبال عشقی کامل و بینقص باشید.
گاهی در جهان واقع انسانها اتفاقاتی رخ میدهد که حتی در مخیله آدمی نیز متصور نیست؛ وقایعی که در دل تاریخ بشر ماندگار شده است. در حقیقت به زعم اطرافیان، خاتون و بکتاش تاوان شکست مرزهایی را دادند که در عشق بین آن جایی نداشت.
اموفیلی به معنای عاشق شدن خیلی سریع و مکرر است. اموفیلی به معنای دلبستگی مضطرب، روابط جنسی بدون تعهد یا عاشقپیشگی و رمانتیک بودن نیست. اموفیلی با رفتارهای پرخطر مانند نادیدهگرفتن خطوط قرمز مرتبط است.
حافظ حق داشت که سرود: «راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست/ آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست/ هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود/ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست». هرچقدر بشر به پیش آمده، بیشازپیش به عشق ملتفت شده و کاوش اندر زوایای خفی و جلی آن را ضروری یافته است.عشق نیز البته از تطور و تحول بازنمانده است و در دو جهان قدیم و جدید، نو به نو رخت عوض کرده و همین مایه تفاسیر متفاوت از آن شده است.