س.ا.و.ا.کی محبوب من فقط رضا عطاران در فیلم مصادره است. اسماعیل یارجانلو ملقب به اسی که الکترود و کابل میخرید، برای خرید شیشه نوشابه هم مجبور بود چند پرس چلوکباب بخورد چون در آن دوران، نوشابه بدون غذا داده نمیشد.
۵۰ مطلب
س.ا.و.ا.کی محبوب من فقط رضا عطاران در فیلم مصادره است. اسماعیل یارجانلو ملقب به اسی که الکترود و کابل میخرید، برای خرید شیشه نوشابه هم مجبور بود چند پرس چلوکباب بخورد چون در آن دوران، نوشابه بدون غذا داده نمیشد.
با توجه به این که ما ۳۱ استان داریم، ۳۱ مرکز استان هم داریم. بنابراین باید ۳۱ کوه در ۳۱ مرکز استان پیدا کنیم تا در دل آنها ۳۱ شهر حکمرانی برای مدیران عزیزمان بسازیم. جنس کوهها هرچه گرانیتیتر، دل ما برای سلامت ماندن مدیرانما عزیزتر از جانمان قرصتر.
سفر آدم را مرد میکند. تجربیات جدید در دل خود دارد، سختیهایش آدمی را آبدیده میکند. در واقع تبعید یا همان سفر اجباری همراه با زدن امضای منظم در دفتر پاسگاه محل، میتواند حکم همان محدودیتهایی را داشته باشد که آدمی را ستاره میکند. پیشنهاد میکنم نیما تکیدو رو تبعید کنیم.
حتما پیش خودت میگویی این که نفسش از جای گرم بلند میشود و مشکلی ندارد، به خاطر همین دارد گدایی توجه میکند یا میخواهد خودش را لوس کند. آن بخش که نفسم از جای گرم بلند میشود را فقط درست میگویی. چون همین الان که دارم این ستون پرمغز را مینویسم، کولر اتاق خاموش و هوا واقعا گرم است. اما بقیهاش غلط است.
دشمن بدبخت آنقدر زیر آتش کوبنده ما بود که فقط برای تنفس خواست جنگ را متوقف کند. این البته درست استها؛ اما مدیونید فکر کنید ما هم اینجا بعضی وقتها بمبی، موشکی، سنگرشکنی، تاماهاوکی، پرتابه متخاصمی، پهپادی یا ریزپرندهای روی سرمان میافتاد.
آنجا بود که حاج علیرضا، اولین تلنگر زندگیام را به شکلی شِپسیگونه به پیشانیام نواخت. از آن روزها تا الان تقریباً ۱۵ سال میگذرد. اما تقریباً روز، هفته، ماه یا سالی نیست که اتفاقی در عرصه سیاست ایران بیفتد و من از بابابزرگم یاد نکنم.
شما که غریبه نیستید، بعد از این همه سال، وقتی اسم مذاکره را میشنوم، میخواهم شکوفه بزنم.
آقا محمود به نوعی لیونیل مسی (با رکورد بیش از ۴۰۰ پاس گل) در تاریخ سیاست ایران است.
سال ۱۴۰۴ دو بار جنگ شد، شیر هر هفته گران شد، سه بار اینترنت خلقالله قطع شد، تخم مرغ رسید به دانهای ۱۹۰۰۰ چوق اما ما هنوز درگیر این مثل نه چندان قدیمی هستیم: «مارادونا رو ول کن، غضنفر رو بچسب!!» مثلا من نمیدانم این تن دادن به بیحجابی یعنی چه اما مغز نداشتهام بعد از شنیدن یک سری اظهارات کارشناسانه، گیرپاژ کرد.
امان از تاکسی! تاکسی همیشه چیز دیگری است. اما این روزها به نظرم میرسد از دوران اوجمان فاصله گرفتیم. حتی بحثهای توی تاکسی هم برکت و جذابیت قبل را ندارد.