زن گفت: در یکی از همین روزها وقتی احمد به خانه آمد و به سراغ یخچال رفت متوجه شد که پنیر تمام شده است او بلافاصله سروصدا به راه انداخت که هر وقت مادر و برادرت به خانه ما میآیند مواد غذایی هم خیلی زود تمام میشود. هر چه فریاد زدم که بچهها پنیر را خورده اند فایدهای نداشت و احمد با همین بهانه مرا کتک زد.